ادريس بن حسام الدين بدليسى
30
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
چنان باشد كه سعادت طالع و قوّت بخت آبا و اجداد ، همچو ظلّ ممدودى شامل احوال اولاد شود ، كه فرزندان در سايهء حمايت آن طالع ، محفوظ و مأمون مانند « 1 » و از ميامن اجتهاد اصول ، بيشتر « 2 » اعقاب و اولاد به دولتهاى زياده از قدر استعداد خود رسند ، چنانچه در اولاد سلاطين عالى شأن و انتظام « 3 » حال ايشان در زمان پدران و حدوث حوادث بعد از آن مشهود اعيان است ، هر آينه معلوم گردد كه آن صورت سعادتمندى كه در زمان اصول و اسلاف مشهود مىنموده « 4 » ، از قوّت طالع خجستهء پدران و آن جدّ « 5 » مسعود بوده ، پس نسب عالى جهت « 6 » اصحاب معالى ، نعمتى است خداداد و « 7 » غنيمتى غيرمقدور به كسب « 8 » و اجتهاد . شعر « 9 » هميشه شهنشاه عالىتبار * سزاى تبارش بيارد به كار ز كان طلا مس نگردد پديد * مجو صاف نقره ز كان حديد كند اصل گوهر به آخر ظهور * به « 10 » ظلمت نماند نهان شمع نور سرافرازى آيد ز عالىنسب * ز سفله تو كم جوى فضل و ادب پنجم از آن نعمتهاى وهبى و عطاياى غيركسبى ، شكل و شمايل مرغوب است و صورت دلپذير و محيّاى محبوب . چرا كه در بادى نظر ، هركس را كه ديده به ديدار شاه نيكصورت افتد و بهجت و مسرّت « 11 » از مشاهدهء طلعتش به ناظر رسد ، البتّه موجب الفت قلوب و خواطر شود و مستدعى مهرانگيزى و محبّت صورى اكابر و اصاغر گردد و لهذا حضرت رسالت ، صلى اللّه عليه و سلّم ، فرموده كه « اطلبوا حوائجكم من حسان الوجوه » 42 چرا كه قاعدهء « 12 » الظّاهر عنوان الباطن ، در اكثر مواطن « 13 » مطّرد و شايع است و دلالت روى نيكو بر خلق نيكو به حسب قيافت ، امر محقّق و واقع است « 14 » . هر آينه چون
--> ( 1 ) . م : مىمانند . ( 2 ) . م : - بيشتر . ( 3 ) . م : نظام . ( 4 ) . م : نمود . ( 5 ) . م : بخت . ( 6 ) . م : در حق . ( 7 ) . م : + دولتى و . ( 8 ) . م : مكتسب . ( 9 ) . م : مثنوى لمؤلفه . ( 10 ) . م : ز . ( 11 ) . م : مسّرتى . ( 12 ) . م : - قاعدهء . ( 13 ) . س : + هميشه . ( 14 ) . م : - است .